اسباب کشی
از بلاگفا اسباب کشی کردم به یه جای بهتر.
عصر بلاگ
هم امکاناتش بهتره.
هم سرعتش بالاست
هم آدرسش کوتاهه
هم.....
تو خونه جدید منتظرتون هستم.
یاعلی...باعلی
سید علی حسینی خامنه ای
از بلاگفا اسباب کشی کردم به یه جای بهتر.
عصر بلاگ
هم امکاناتش بهتره.
هم سرعتش بالاست
هم آدرسش کوتاهه
هم.....
تو خونه جدید منتظرتون هستم.
یاعلی...باعلی
بسم الله الرحمن الرحیم
صدها عالم، دانشمند، روشنفکر، صاحب*نظر، جامعه*شناس و مورخ از کشورهای مختلف جهان به*ویژه جهان اسلام، از صبح امروز با سخنان حضرت آیت*الله خامنه*ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، بررسی ابعاد مختلف بیداری اسلامی را در نخستین اجلاس بین*المللی تهران آغاز کردند.
برای دیدن تصاویر بیشتر -----> ادامه مطلب

بسم*اللَّه*الرّحمن*الرّحيم*
السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته*
الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلوة والسّلام على سيّدنا محمّد و آله الطّيّبين و صحبة المنتجبين.
قال اللَّه العزيز الحكيم: بسم*اللَّه*الرّحمن*الرّحيم. «يا أيّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرين و المنافقين انّ اللَّه كان عليماً حكيماً. واتّبع ما يوحى اليك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبيراً. و توكّل على*اللَّه و كفى باللَّه وكيلاً».(1)
به حضار گرامى و ميهمانان عزيز خوشامد ميگويم. آنچه ما را در اينجا گرد آورده، بيدارى اسلامى است؛ يعنى حالت برانگيختگى و آگاهى*اى در امت اسلامى كه اكنون به تحولى بزرگ در ميان ملتهاى اين منطقه انجاميده و قيامها و انقلابهائى را پديد آورده كه هرگز در محاسبه*ى شياطين مسلط منطقه*اى و بين*المللى نمى*گنجيد؛ خيزشهاى عظيمى كه حصارهاى استبداد و استكبار را ويران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.
شك نيست كه تحولات بزرگ اجتماعى، همواره متكى به پشتوانه*هاى تاريخى و تمدنى و محصول تراكم معرفتها و تجربه*ها است. در صدوپنجاه سال اخير حضور شخصيتهاى فكرى و جهادى بزرگ جريانساز اسلامى در مصر و عراق و ايران و هند و كشورهاى ديگرى از آسيا و آفريقا، پيش*زمينه*هاى وضع كنونى دنياى اسلامند.
همچنانكه تحولات دهه*هاى پنجاه و شصت ميلادى در تعدادى از اين كشورها كه به رژيمهاى غالباً متمايل به تفكرات و ايدئولوژيهاى مادى منتهى شد و به اقتضاى طبيعت خود پس از چندى در دام قدرتهاى استكبارى و استعمارى غرب گرفتار آمد، تجربه*هاى درس*آموزى*اند كه سهم وافرى در شكل دادن به انديشه*ى عمومى و عميق كنونى دنياى اسلام دارند.
ماجراى انقلاب كبير اسلامى در ايران كه در آن به تعبير امام خمينى عظيم، خون بر شمشير پيروز شد و تشكيل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پيش*رونده*ى جمهورى اسلامى و تأثير آن در بيدارى اسلامى امروز، نيز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقيقى است كه يقيناً فصل مشبعى در تحليل و تاريخ*نگارى وضعيت كنونى دنياى اسلام را به خود اختصاص خواهد داد.
حاصل آنكه حقايق رو به افزايش كنونى در دنياى اسلام، حوادث بريده از ريشه*هاى تاريخى و زمينه*هاى اجتماعى و فكرى نيستند تا دشمنان يا سطحى*نگران بتوانند آن را موجى گذرا و حادثه*اى در سطح بينگارند و با تحليلهاى انحرافى و غرض*آلود، مشعل اميد را در دل ملتها خاموش سازند.
من در اين گفتار برادرانه ميخواهم بر روى سه نقطه*ى اساسى درنگ كنم:
1- نگاهى اجمالى به هويت اين قيامها و انقلابها.
2- خطرات و آسيبهاى بزرگى كه بر سر راه آن قرار دارد.
3- پيشنهادهائى در علاج*جوئى و پيشگيرى از آسيبها و خطرها.
1- در موضوع اول، به نظر من مهمترين عنصر در اين انقلابها، حضور واقعى و عمومى مردم در ميدان عمل و صحنه*ى مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ايمانشان، بلكه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصله*ى عميقى است ميان چنين حضورى با قيامى كه به وسيله*ى يك جمع نظامى يا حتى يك گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بى*تفاوت مردم يا حتى مورد رضايت آنان انجام ميگيرد.
در حوادث دهه*ى پنجاه و شصت در تعدادى از كشورهاى آفريقا و آسيا، بار سنگين انقلاب را نه قشرهاى گوناگون مردم و جوانان از همه جاى كشورها، كه دستجات كودتاگر يا هسته*هاى كوچك و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصميم گرفتند و عمل كردند و آنگاه كه خودشان يا نسل پس از آنها بر اثر انگيزه*ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض كردند، انقلابها به ضد خود تبديل شد و دشمن بار ديگر بر آن كشورها تسلط يافت. اين بكلى متفاوت است با تحولى كه بر دوش توده*ى مردم است و آنهايند كه جسم و جان خود را به ميدان مى*آورند و با مجاهدت و فداكارى، دشمن را از صحنه بيرون ميرانند.
در اينجا اين مردم*اند كه شعارها را ميسازند، هدفها را معين ميكنند، دشمن را شناسائى و معرفى و تعقيب ميكنند، آينده*ى مطلوب را، اگر چه به اجمال، ترسيم ميكنند و در نتيجه اجازه*ى انحراف و سازش با دشمن و تغيير مسير را به خواص سازشكار و آلوده و به طريق اولى به عوامل نفوذى دشمن نميدهند.
در حركت مردمى ممكن است كار انقلاب با تأخير انجام گيرد، ولى از سطحى*گرى و ناپايدارى به دور است؛ كلمه*ى طيبه*اى است مصداق كلام خداوند كه فرمود:
«ألم تر كيف ضرب اللَّه مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء».(2) من وقتى پيكر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلويزيون در ميدان تحرير ديدم، يقين كردم كه اين انقلاب پيروز خواهد شد. حقيقتى را بگويم: پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل نظام اسلامى در ايران كه زلزله*ى عظيمى را در حكومتهاى دنياطلبان شرق و غرب پديد آورد و ملتهاى مسلمان را در جوش و خروشى بى*سابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتيم كه مصر پيش از همه جا به پا خيزد. سابقه*ى جهاد و روشنفكرى و تربيت شخصيتهاى بزرگ مجاهد و متفكر در مصر، اين توقع را در دل ما برمى*انگيخت. اما از مصر صداى واضحى شنيده نميشد. من در دل، خطاب به ملت مصر اين شعر ابوفراس را زمزمه ميكردم: اَراكَ عَصِيَّ الدَّمعِ شيُمتُك الصبر/اَما لِلهوى نهىٌ عليك و لا امرٌ
وقتى ملت مصر را در ميدان تحرير و ميادين ديگر شهرهاى مصر ديدم، پاسخ خود را شنيدم. ملت مصر با همان زبان دل به من ميگفت:
بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ/ولكنَّ مِثلى لايُذاعُ لهُ سِرٌّ
اين سرّ مقدس؛ يعنى انگيزه و عزم قيام، بتدريج در ذهنيت ملت مصر قوام يافت و شكل گرفت و در لحظه*ى مناسب تاريخى، عريان در صحنه*اى پرشكوه به ميدان آمد.
تونس و يمن و ليبى و بحرين هم دقيقاً محكوم به همين حكمند؛ «و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً.»(3)
در چنين انقلابهائى، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانيفستهاى پيش*ساخته*ى گروهها و حزبها، بلكه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبيت ميشود.
با اين محاسبه بروشنى ميتوان تشخيص داد كه اصول انقلابهاى كنونى منطقه، مصر و ديگر كشورها، در درجه*ى اول اينها است:
احياء و تجديد عزت و كرامت ملى كه در طول زمان با ديكتاتورى حاكمان فاسد و با سلطه*ى سياسى آمريكا و غرب، در هم شكسته و پايمال شده است.
برافراشتن پرچم اسلام كه عقيده*ى عميق و دلبستگى ديرين مردم است و برخوردارى از امنيت روانى و عدالت و پيشرفت و شكوفائى*اى كه جز در سايه*ى شريعت اسلامى به دست نخواهد آمد.
ايستادگى در برابر نفوذ و سلطه*ى آمريكا و اروپا كه در طول دو قرن بيشترين لطمه و خسارت و تحقير را بر مردم اين كشورها وارد آورده*اند.
مبارزه با رژيم غاصب و دولت جعلى صهيونيست كه استعمار چون خنجرى در پهلوى كشورهاى منطقه فرو برده و وسيله*اى براى ادامه*ى سلطه*ى اهريمنى خود ساخته و ملتى را از سرزمين تاريخى خود بيرون رانده است.
بى*شك اين حقيقت كه انقلابهاى منطقه متكى به اين اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمريكا و غرب و صهيونيسم نيست و آنها همه*ى تلاش خود را به كار ميبرند تا آن را انكار كنند، ولى واقعيت با انكار آن دگرگون نميشود.
مردمى بودن اين انقلابها مهمترين عنصر در تشكيل هويت آنها است. قدرتهاى خارجى كه با آخرين توانائيها و شگردهاى خود سعى ميكردند حكام مستبد و فاسد و وابسته را در اين كشورها حفظ كنند و تنها هنگامى از حمايت آنها دست برداشتند كه قيام و عزم مردم، هيچگونه اميدى براى آنها باقى نگذاشت، حق ندارند خود را در پيروزى اين انقلابها سهيم بدانند. در جائى مانند ليبى هم، ورود و دخالت آمريكا و ناتو نميتواند حقيقت را مشوب كند. در ليبى، ناتو ضايعه*هاى بى*جبران آفريده است. اگر دخالت نظامى ناتو و آمريكا نبود، ممكن بود مردم اندكى ديرتر پيروز شوند، ولى در عوض اين همه زيرساخت نابود نميشد؛ اين همه نفوس بى*گناه از زنان و كودكان كشته نميشدند و آنگاه دشمنانى كه خود سالها همراه و همدست قذافى بوده*اند، مدعى حق دخالت در اين كشور مظلوم و جنگ*زده، نميشدند.
مردم و نخبگان مردمى و كسانى كه از مردم برآمده*اند، خود صاحبان اين انقلابها و متعهد به حراست از آن و ترسيم*كننده*ى مسير آينده و رو به تكامل آن ميباشند و خواهند بود ان*شاءاللَّه.
2- در موضوع آسيبها و خطرها. نخست بايد تأكيد كنم كه خطر هست، ولى راه مصونيت از آن نيز هست. توجه به خطر نبايد ملتها را بترساند. بگذاريد دشمنانتان از شما بترسند و بدانيد كه : «انّ كيد الشّيطان كان ضعيفا».(4) خداوند درباره*ى گروهى از مجاهدان صدر اسلام ميفرمايد: «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لّم يمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه و اللَّه ذو فضل عظيم».(5)
خطرها را بايد شناخت تا در مواجهه با آن حيرت و ترديد پيش نيايد و چاره و علاج، شناخته شده باشد.
ما با اين خطرها پس از پيروزى انقلاب اسلامى روبه*رو شديم و آنها را شناختيم و تجربه كرديم و به خواست خدا و رهبرى امام خمينى و بصيرت و فداكارى مردممان، از بيشتر آنها بسلامت گذشتيم. البته توطئه*ها از سوى دشمن و عزم راسخ از سوى ملت ما همچنان ادامه دارد.
من اين آسيبها را به دو قسم ميكنم: آنها كه در درون خود ما ريشه دارد و از ضعفهاى ما بر ميخيزد، و آنها كه دشمن به طور مستقيم آن را برنامه*ريزى ميكند.
دسته*ى اول، چيزهائى از اين قبيل است: احساس و گمان اينكه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و ديكتاتور، كار تمام شد. راحتىِ خيالِ ناشى از احساس پيروزى و به دنبال آن كم شدن انگيزه*ها و سست شدن عزمها، نخستين خطر است. و آنگاه اين خطر مهيبتر ميشود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ويژه در غنيمتِ به دست آمده باشند.
ماجراى جنگ اُحد و غنيمت*جوئى مدافعان تنگه كه به شكست مسلمانان انجاميد و مجاهدان از سوى خداوند متعال سرزنش شدند، يك نمونه*ى نمادين است كه هرگز نبايد از يادها برد. مرعوب شدن از هيمنه ظاهرى مستكبران و احساس ترس از آمريكا و ديگر قدرتهاى مداخله*گر، آسيب ديگرى از اين دسته است كه بايد از آن پرهيز كرد. نخبگان شجاع و جوانها بايد اين ترس را از دلها بيرون كنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده*ها و حمايتهاى آنها افتادن نيز آسيب بزرگ ديگرى است كه به طور ويژه بايد پيشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس بايد شناخت و از كيد او كه در مواردى در پسِ ظاهرِ دوستى و كمك پنهان ميشود، بايد ملت و انقلاب را مصون ساخت. روى ديگر اين صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را بايد با تدبير و حزم در هم آميخت. در مقابل شيطان جن و انس، بايد همه*ى ذخائر الهى در وجود خود را به كار گرفت. ايجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابيون و رخنه در پشت جبهه*ى مبارزه، نيز آفتى بزرگ است كه با همه*ى توان بايد از آن گريخت.
آسيبهاى دسته*ى دوم را غالباً ملتهاى اين منطقه در حوادث گوناگون آزموده*اند. نخستين آسيب، بر روى كار آوردن عناصرى است كه خود را متعهد به آمريكا و غرب ميدانند. غرب ميكوشد پس از سقوط ناگزير مهره*هاى وابسته، اصل سيستم و اهرمهاى اصلى قدرت را حفظ كند و سر ديگرى را بر روى اين بدن بگذارد و بدين وسيله سلطه*ى خود را همچنان ادامه دهد. اين به معناى هدر رفتن همه*ى تلاشها و مجاهدتها است. در اين مرحله اگر با مقاومت و هشيارى مردم مواجه شوند، ميكوشند تا بديلهاى انحرافى گوناگون در پيش پاى نهضت و مردم بگذارند. اين سناريو ميتواند پيشنهاد مدلهاى حكومتى و قانون اساسى*هائى باشد كه كشورهاى اسلامى را بار ديگر در دام وابستگى فرهنگى و سياسى و اقتصادى به غرب بيفكند، و ميتواند نفوذ ميان انقلابيون و تقويت مالى و رسانه*اى يك جريانِ نامطمئن و به حاشيه راندن جريانهاى اصيل در انقلاب باشد. اين نيز به معنى بازگرداندن سلطه*ى غرب و تثبيت مدلهاى نوسازى شده*ى غربى و بيگانه از اصول انقلاب و در نهايت، تسلط آن*ها بر اوضاع است.
اگر اين تاكتيك نيز به نتيجه نرسد، تجربه*ها به ما ميگويد كه آنگاه روشهائى چون هرج و مرج و تروريزم و جنگ داخلى ميان پيروان اديان يا قوميتها يا قبائل و احزاب و يا حتى ميان ملتها و دولتهاى همسايه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحريم و بلوكه كردن سرمايه*هاى ملى و نيز هجوم همه جانبه*ى تبليغاتى و رسانه*اى را در پيش خواهند گرفت. مقصود آنان از اين همه، خسته و نوميد كردن مردم و مردد و پشيمان كردن مبارزان است، كه ميدانند در اين صورت، شكست دادن انقلاب، ممكن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر يا بدنام كردن برخى از آنان و از سوئى خريدن كسانى از سست*عنصران، نيز در شمار روشهاى متداول قدرتهاى غربى و مدعيان تمدن و اخلاق است.
در ايران اسلامى، اسناد لانه*ى جاسوسى كه به دست انقلاب افتاد، نشان داد كه همه*ى اين توطئه*ها، بدقت از سوى رژيم ايالات متحده*ى آمريكا براى ملت ايران برنامه*ريزى شده بود. براى آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاكميت وابسته در كشورهاى انقلابى، اصلى است كه همه*ى اين روشهاى كثيف را تجويز ميكند.
3- در آخرين بخشِ سخنانم، توصيه*هائى را بر اساس تجربه*ى عينى خودمان در ايران و آنچه از مطالعه*ى دقيق ديگر كشورها به دست آمده است، در معرض ديد و تشخيص و انتخاب شما ميگذارم. شك نيست كه شرائط ملتها و كشورها در همه چيز يكسان نيست، ولى بيناتى وجود دارد كه ميتواند براى همه مفيد باشد.
اولين سخن آن است كه با توكل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعده*هاى مؤكد نصرت الهى در قرآن و به كارگيرى خرد و عزم و شجاعت، ميتوان بر همه*ى اين موانع فائق آمد و پيروزمندانه از آنها عبور كرد. البته كارى كه شما بدان همت گماشته*ايد، بسى بزرگ و سرنوشت*ساز است. پس بايد زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل كرد. اميرالمؤمنين على (عليه السّلام) در خطبه*ای فرموده است: فانّ اللَّه لم يقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهيل و رخاء و لم يجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.(6)
توصيه*ى مهم آن است كه خود را همواره در ميدان بدانيد: «فاذا فرغت فانصب».(7) هميشه خداوند را حاضر و كمك*كار خود بدانيد: «و الى ربّك فارغب».(8) و پيروزيها ما را دچار غرور و غفلت نكند: «اذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجاً فسبّح بحمد ربّك واستغفره انه كان توابا».(9) اينها پشتوانه*هاى حقيقى*يك ملت مؤمن است.
توصيه*ى ديگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول بايد تنقيح و با مبانى و محكمات اسلام تطبيق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسليم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعيضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صريح صهيونيزم؛ اينها اركان نهضتهاى امروز كشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.
اصولتان را روى كاغذ بنويسيد؛ اصالتهاى خود را با حساسيت بالا حفظ كنيد؛ نگذاريد اصول نظام آينده*ى شما را دشمنان شما بنويسند؛ نگذاريد اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلابها، از انحراف در شعارها و هدفها آغاز ميشود. هرگز به آمريكا و ناتو و به رژيمهاى جنايتكارى چون انگليس و فرانسه و ايتاليا كه زمانى دراز سرزمين شما را ميان خود تقسيم و غارت كردند، اعتماد نكنيد؛ به آنها سوء ظن داشته باشيد و لبخند آنها را باور نكنيد؛ پشت اين لبخندها و وعده*ها، توطئه و خيانت نهفته است. راه حل خود را خود با بهره*گيرى از سرچشمه*ى فياض اسلام به دست آوريد و نسخه*هاى بيگانه را به خودشان پس دهيد.
توصيه*ى مهم ديگر پرهيز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبيله*اى و مرزى است. تفاوتها را به رسميت بشناسيد و آن را مديريت كنيد. تفاهم ميان مذاهب اسلامى كليد نجات است. آنها كه آتش تفرقه*ى مذهبى را با تكفير اين و آن دامن ميزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله*ى شيطانند.
نظام*سازى كار بزرگ و اصلى شما است. اين كارى پيچيده و دشوار است. نگذاريد الگوهاى لائيك يا ليبراليسم غربى، يا ناسيوناليسم افراطى، يا گرايشهاى چپ ماركسيستى، خود را بر شما تحميل كند.
اردوگاه شرق چپ فرو ريخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خيرى براى آن متصور نيست. گذشت زمان به زيان آنها و به سود جريان اسلام است. هدف نهائى را بايد امت واحده*ى اسلامى و ايجاد تمدن اسلامى جديد بر پايه*ى دين و عقلانيت و علم و اخلاق، قرار داد.
آزادى فلسطين از چنگال درنده*ى صهيونيستها نيز هدفى بزرگ است. كشورهاى بالكان و قفقاز و آسياى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات يافتند؛ چرا فلسطين مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهيونيستهاى ظالم نجات يابد؟
نسل امروزِ كشورهاى اسلامى اين ظرفيت را دارد كه به چنين كارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مايه*ى افتخار نسلهاى پيشين خويش است. به قول شاعر عرب:
قالوا: ابوالصَّخر مِن شَيبان قُلتُ لَهُم/كلاّ لَعمَرى ولكن منهُ شيبانٌ*
وَ كَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ/كما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ*
به نسل جوان خود اعتماد كنيد، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده كنيد، و از تجربه*هاى مجربان و پيران، آنها را بهره*مند سازيد. دو نكته*ى مهم در اينجا وجود دارد:
اول آنكه ملتهاى انقلاب كرده و آزاد شده، يكى از مهمترين خواسته*هايشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مديريت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ يعنى حاكمان با رأى مردم برگزيده ميشوند و ارزشها و اصول حاكم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شريعت اسلامى است. اين خود ميتواند در كشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شيوه*ها و شكلهاى گوناگون تحقق يابد، ولى با حساسيت كامل بايد مراقب بود كه اين با دموكراسى ليبرال غربى اشتباه نشود. دموكراسى لائيك و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام كشور است، هيچ نسبتى ندارد.
نكته*ى دوم آن است كه اسلامگرائى نبايد با تحجر و قشرى*گرى و تعصبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد. مرز ميان اين دو نيز بايد پر رنگ باشد. افراطهاى مذهبى كه غالباً با خشونت كور همراه است، عامل عقب*ماندگى و دور شدن از هدفهاى والاى انقلاب است، و اين به نوبه*ى خود مايه*ى جدا شدن مردم و در نتيجه شكست انقلاب خواهد بود. خلاصه كنم:
سخن از بيدارى اسلامى، سخن از يك مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأويل و تفسير نيست؛ سخن از يك واقعيت خارجىِ مشهود و محسوس است كه فضا را انباشته و قيامها و انقلابهاى بزرگى را پديد آورده و مهره*هاى خطرناكى از جبهه*ى دشمن را ساقط كرده و از صحنه بيرون رانده است. با اين حال، صحنه همچنان سيال و نيازمند شكل دادن و به سرانجام رساندن است. آياتى كه در طليعه*ى سخن تلاوت شد، دستورالعمل كامل و كارسازى است؛ براى هميشه و بويژه در اين برهه*ى حساس و سرنوشت*ساز. خطاب به پيامبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلم) است، ولى در واقع ما همگى بدان مخاطب و مكلفيم. در اين آيات، تقوا با همان معنى بلند و گسترده*اش، اولين توصيه است، و سپس سرپيچيدن از فرمانبرى كافران و منافقان، و پيروى از وحى الهى، و سرانجام توكل و اعتماد به خداوند.
بار ديگر اين آيات را مرور كنيم: بسم*اللَّه*الرّحمن*الرّحيم. «يا أيها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرين و المنافقين انّ اللَّه كان عليماً حكيماً. واتّبع ما يوحى اليك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبيراً. و توكّل على اللَّه و كفى باللَّه وكيلاً».
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه*
1) احزاب: 3 - 1
2) ابراهيم: 24
3) احزاب: 23
4) نساء: 76
5) آل*عمران: 174 - 173
6) نهج*البلاغه: خطبه*ى 88
7) شرح: 7
8) شرح: 8
9) نصر: 3 - 1
بسم رب الشهدا و الصدیقین
نرگس محمدی بازیگر نقش ستایش در سریال ستایش!چه دنیای متفاوتی دارند با یک دیگر آن ستایش کجا این کجا!
مظلومیت و ایمان ستایشی را که شب های جمعه می بینیم باور کنیم یا . . . . ؟؟؟؟؟!
الحق که اکثر هنرپیشه های ما آب نمی بینند وگر نه شناگر های ماهری هستند. وقتی حجابشان در کشور اسلامی ما به این گونه است چه توقعی از امثال گلشیفته فراهانی باید داشت که در خارج از مرز ایران است و با آن وضع جلوی دوربین می رود؟؟؟
احسنت به خانوم نرگس محمدی,نقششون رو خیلی خوب بازی کردند کاش در واقعیت هم ذره ای بازیگر سریال ستایش بودند.!
شهدا شرمنده ایم
بسم الله الرحمن الرحیم
الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللّهِ قَالُواْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ﴿ نساء141﴾
9 شوال 1432 روزی است که فریاد ملّت آزاده ی مصر که سال های طولانی عزت و افتخار خود را آماج زیاده خواهی سران صهیونیستی کاخ سفید و تل آویو می دید، با تسخیر لانه ی جاسوسی و فتنه انگیزی رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی در کشورشان رعشه ای بر اندام مستکبران عالم انداخت. بی شک این واقعه که حاکی از تقوا و پاکی و یقین ملّت مصر به آرمان ها و اهداف والایِ اسلام می باشد، انقلاب دومی در مسیر اسلام خواهی و نفی طواغیت را برای این ملّت رقم زد که اثرات و پیامدهایش بی شک از انقلاب اول مصر که سبب سقوط عروسک خیمه شب بازی به نام حُسنی مبارک بود بیشتر و با برکت تر است.
نفس این واقعه بدون هیچ گونه تحلیل و توصیفی مبین اصول و شاخص هایی در مسیر بیداری و شکوفاییِ ملل مسلمان است:
1- ملّت مصر با این حماسه آفرینی بار دیگر نشان داد که حرکت بیداری و جوشش اجتماعی علیه ظلم و کفر حرکتی مردمی و دینی است که از قلب های پاک و بی ریایی نشأت می گیرد که بدون در نظر گرفتن مسائل و منافع سیاسی و بازی هایِ قدرت در پی احیایِ قدرت واقعی اسلام و مسلمانان در منطقه است و خط بطلان صریحی بر نظریه آمریکایی و غیرِ مردمی بودن این جنبش ها کشید.
2- این حماسه ی اسلامی ملّت مصر راهی را برای دیگر ملل مسلمان ترسیم کرد، که بیداری اسلامی و احیای ارزش هایِ معنوی در جامعه در گرو نفی همه ی طواغیت است که در رأس آن ها سلطه سیاسی و اقتصادی صهیونیسم بر کشورهای اسلامی می باشد و هر حرکتی که از ناحیه ی مردم با چنین موضع گیری و مطالبه ای همراه باشد به لطف خدا محکوم به پیروزی است.
3- ملّت مصر با این حرکت اسلامی نشان داد که به درستی راه انقلاب را شناخته و بدون هیچ ترس و واهمه ای برای رسیدن به آرمان های انقلاب خود ایستادگی می کند و اسیر بازی هایِ سیاسی و خیانت های بعضی از احزاب و حکّام فاسد که بازمانده های آلوده ی دیکتاتور سابق که خواهان اسارت و ذلّت همیشگی مصر و مسلمین هستند نخواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۷ تیر ماه ۱۳۹۰ مصادف با ۲۸ رجب ۱۴۳۲ قمری و شهادت امام موسی کاظم (ع)
تشییع پیکر شهید گمنام
مجهولون فی الارض ، مشهورون فی السماء
خوش آمدی مسافر من....![]()


اقامه نماز بر آن پیکر مطهر و آسمانی



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عل فرجهم
تقدیم به رهبر با عزت و مقتدر انقلاب اسلامی، امام خامنه ای (روحی له الفداء)چاشاره: در سال ۲۰۰۸ مقاله ای تحقیقی تحت عنوان "بازخوانی آیت الله خامنه ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر ایران" از طرف مؤسسه آمریکایی "کارنگی" به قلم نویسنده ایرانی این مؤسسه، کریم سجاد پور، منتشر شد که در دسامبر ۲۰۰۹ با اعمال ویرایش هایی، مجددا منتشر و روی وبسایت این مؤسسه قرار گرفت. نویسنده این مقاله گرچه خواسته آرای رهبر معظم انقلاب (زید عزه) را از میان سه دهه سخنرانی ها و اقدامات ایشان استخراج و به زعم خود بطور دقیق و جزء به جزء آنها را بررسی کند اما در خلال متن نتوانسته بغضش را از انقلاب اسلامی و رهبر مقتدر انقلاب مخفی کند و تحلیل های خود را به نحوی کینه توزانه ارائه داده است. در اینجا از ذکر عمده این کینه ورزی ها صرفنظر کرده و صرفا جهت اطلاع دوستان از اینکه چنین مقاله ای منتشر شده و بگوییم که آغاز بیست و سومین سال زعامت ایشان خار در چشم آمریکاست، به عناوینی از این مقاله اشاره می کنیم و دوستان اهل تحقیق را به مطالعه اصل مقاله که لینک آن در ذیل این پست برای دانلود در دسترس است دعوت میکنیم. بازخوانی این مقاله مفصل از آنجا که یک مؤسسه آمریکایی در آن به زعم خود در جستجوی راهکاری برای احیای سلطه مجدد آمریکا بر ایران در آینده بر آمده جالب توجه است.
Click this bar to view the original image of 530x254px and 27KB.
نویسنده این مقاله سخن خود را به این شکل آغاز کرده: "شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما در عین حال تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد" و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه های ایشان کرده و در عباراتی به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری، یک چهره "میانه رو ناشناخته" بوده است تأکید می کند و علائم آنرا در علاقه ایشان به موسیقی و شعر و به دست کردن ساعت مچی می بیند!
نویسنده در ادامه به نفوذ ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره کرده و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده ست! وی اشاره می کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته ها و سخنان امام خمینی (ره) موجود است و بر همان مبنا نیز آیت الله خامنه ای چهار هدف انقلاب را عدالت، استقلال، خودکفایی و معنویت دینی می داند که از اینجا به بعد نویسنده سعی می کند دیدگاههای ایشان را در این چهار زمینه مثلا استخراج و بیان کند. او همچنین نواب صفوی (ره) و امام خمینی (ره) را دو شخصیت مؤثر بر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (زید عزه) می داند که رفتار سیاسی ایشان را شکل و جهت داده اند و سپس به ذکر تاریخچه ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان می پردازد و بعد تأکید می کند که از آنجا که رهبری در ایران سیاستهای کلی را تعیین می کند و نفوذ فراوانی دارد، مهمترین شخصیت در ایران است.
نویسنده، آیت الله خامنه ای (زید عزه) را در سیاست خارجی، که بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی (ره) می داند و تأکید می کند که ایشان در طول این سه دهه همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تأکید داشته و دشمنی خود با آنرا به صراحت ابراز کرده اند و ریشه دشمنی آمریکا با ایران را در واقع نه بخاطر مسئله هسته ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب الله بلکه بخاطر موقعیت استراتژیک ایران و ذخایر انرژی آن می دانند که اینک در اختیار یک کشور اسلامی قرار گرفته است. راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریکا نیز در بیان ایشان "مقاومت" معرفی شده چرا که ایشان معتقدند هر چقدر در برابر ابرقدرتها کرنش کنی و کوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آنها بیشتر خواهد شد. او ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت الله خامنه ای (زید عزه) در ترسیم "نقشه های آمریکا علیه انقلاب" برای مردم ایران، به تبیین ایشان درباره نحوه فروپاشی شوروی و انقلابهای رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تأکید ایشان بر تهاجمات فرهنگی ضد اسلامی توسط غرب و آمریکا و بیدارگری درباره عوامل داخلی فروپاشی یک کشور را نیز مورد بررسی قرار داده است.
به جهت رعایت اختصار، بررسی های مفصل نویسنده مقاله پیرامون دیدگاههای امام خامنه ای (روحی فداه) را موکول به مطالعه دوستان می کنم. آنچه که برای خود من در متن مقاله جالب توجه است این است که این مقاله در ورای بررسی های خود، افادات بغض آلود نویسنده را در خود جا داده و در پایان به ایران پس از ایشان دل بسته و اظهار امیدواری کرده که در آن هنگام آمریکا بتواند به منافع خود در رابطه با ایران دست یابد! و نهایتا برخی دستورالعمل ها را برای سران دولت آمریکا ذکر کرده و اشاره کرده است که با وجود آیت الله خامنه ای (زید عزه) امید ایجاد شرایط داخلی یا خارجی مطلوب آمریکا دور از تصور است. این نکته فی نفسه مصداق روایت "الفضل ما شهد به الاعداء" و بدون تعارف بیانگر این واقعیت گزنده برای آمریکائی هاست که رهبری استراتژیک و مقتدارنه امام خامنه ای (روحی فداه) خار در چشم آنهاست. این چند نکته را بخوانید:
۱. آیت الله خامنه ای باید متقاعد شود (!) که آمریکا رویه خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با ایران برخورد خواهد کرد.
۲. آیت الله خامنه ای هیچ گونه عقب نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان مؤثر نمی افتد.
۳. هر نوع برنامه ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح شود، نه مقامی دیگر و گرنه مانند تلاشهای قبلی که در دوره اصلاح طلبان صورت پذیرفت بی نتیجه خواهد ماند!
آخرین جملات این مقاله نیز تأکید می کند که تا زمانی که آیت الله خامنه ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، فرهنگ "مرگ بر آمریکا" در ایران حاکم است و گرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت است، اما باید دانست که اجرای هر برنامه ای برای دور زدن ایشان نتیجه نخواهد داد.
دریافت اصل مقاله (PDF)
بسم رب الشهداء

سلام
سلام به روح پاک شهدا اسلام ...
سلام بر شما عاشقان ، عارفان ، عابدان و مردان خدا...
اومدم حرف دل بزنم...
دلی که دیگه طاقت دیدن بعضی چیزارو نداره....
امروز رفته بودم مزار شهدا...
هر هفته که میری یه تغییر جدید میبینی، اما این تغییر خوش آیند نیست.
قبلا که دلم می گرفت ، از این دنیا و غم و غصه اش خسته میشدم، هر وقت احساس می کردم راه رو دارم کجکی میرم و گم شدم؛ میومدم پیش شهدا ، عکساشونو می دیدم ، نوشته های روی سنگ قبراشونو می خوندم، باهاشون درد و دل می کردم و آروم می شدم.
اما حالا ...
چند وقته مزار شهدا که میرم ، دلم آروم نمیشه که هیچ، کلی غصه دار هم میشه ...
آخه چرا؟؟
واقعا چرا؟؟
چرا با ما این کارو می کنین؟؟!!!
آخه این چه طرحیه؟؟؟
چه پروژه ایه؟؟!!
همسان سازی مزار شهدا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی چی؟؟؟؟؟

چرا می خواین این یه جا رو که با همه دنیا فرق داره، اصلا انگار از این دنیا نیست رو از ما بگیرین؟؟
فقط این یه جا مونده برامون اینو هم ازمون میگیرین؟
وقتی میری بهشت زهرا ، وقتی به عکس شهدا نگاه میکنی، چشماشون، نگاهشون مثله دریا می مونه، عمیق و زیبا.....

شهدا با همین نگاه از پشت قاب عکس هم کلی از دلا رو لرزوندن و از این رو به اون رو کردن...
اما حالا که میری ، با قابای خالی بدون عکس رو به رو میشی، با قبرای ویران شده ، با سنگ قبر شکسته و خاک و ....




سابق اگه اشتباهی کرده بودم و مرتکب گناهی شده بودم ، وقتی تو چشمشون نگاه می کردم احساس می کردم ازم دلخورن، از دستم عصبانی هستن که چرا اینجوری اومدم پیششون و بعد از کلی خجالت و عذرخواهی بهشون قول می دادم که دفعه بعد اینجوری نمیام پیششون.
اما حالا.............
تو این زمونه غریب که راه شهدا گم شده ،دیگه کسی اسمی از شهید نمیبره ، همین یه جا برامون مونده که بهش پناه ببریم ، اینو ازمون نگیرین.
حق شهدا این نیست...
نکنین این کارو....
نکنین....
پیوست: ببخشید اگه عکسا زیاد خوب نیست، آخه با گوشی گرفتم و با عجله.
یاعلی...باعلی
نظرات مختلفی در این خصوص نوشته شده.اما اینبار می خوام نظر خودمو بنویسم شاید عده ای که بر ما خرده می گیرند که چرا بدعت درست می کنین و ازین جور ایراد ها ...با خواندن این مطلب قدری فقط قدری با دیدگاه من و امثال من اشنا شوند که ما در مورد اقا چگونه فکر می کنیم...
یا اولی الابصار
• یکی از دوستان تعریف میکردد.یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانههای غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
• شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمهی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمیتوانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دستهجمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
• امامتمحوری، امّتگرایی، عدالتگستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
• امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبهی اولین نمازجمعهی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" !!!!!بگوییم».دقت کنید اولین کسی که خواهان حذف این عنوان بود آقای هاشمی است.
این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما میگویی نمیخواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشیناش نمیگوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! جملهی دومشان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
• وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسیها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
• اما کلمهی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدسترین کلمهای که آقای هاشمی در دوران ریاستجمهوریشان ابداع و تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمهی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف میکنند، اما «توسعه» را صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و صهیونیستهای عالَم.
• در عرصهی بینالملل هم دو کلیدواژهی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهینآمیز است! به جایش بگوییم «قدرتهای جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آنها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرتهای جهانی» باید با آنها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیبپذیر»؛ یعنی آدمهای بیعرضهای که خودشان پذیرای آسیباند!
• پنج کلیدواژهی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژههایی که دشمنان میخواستند.
• تا موقعی که کلیدواژههای قرآنی امام خمینی که رأس آنها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصلهپینه کردن است.
• شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید «امام خامنهای».
• مشکلی که هست هم این است که همه میگویند «دیگران بگویند ما هم میگوییم!». اصولگراها میگویند صداوسیما شروع کند، ما هم میگوییم! صداوسیما میگوید ما که از روحانیون نمیتوانیم جلو بیفتیم! روحانیون میگویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد میگویند وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
• بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمتالله طبرزدی) این کار را کرده و سابقهی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوبها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
• آیتالله سید محمدباقر حکیم پا میشود میرود نجف. از آنجا نامه مینویسد به «حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای». یک هفته بعد شهیدش میکنند. آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد «امام خامنهای». سید حسن نصرالله میفهمد در سختترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنهای! ما اینجا نشستهایم و نمیگوییم!
• اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، میفرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.
منبع:http://amirreza-alehabib.blogfa.com/
به دست دشمن نابود نشود چگونه بدست مردمت نابود
شده.


همان بهتر که ممد نیستی تا ببینی عده ای برای قدرت طلبی
چگونه از اعتقادات و ایمان به امام زمانی که در فتح الفتوح
خرمشهر یاور مردان خدا بود سواستفاده می کنند و ما هم آب
به آسیابشان میریزم.یک ضددین می گفت امام زمان (استغفرالله)
دروغ است و وجود ندارد و حالا که عده ای غیراز علما می گویند ما
ارتباط داریم علما از ترس از دست رفتن قدرت به آنها منحرف و
جن گیر و رمال می گویند.هم امام زمان را بازیچه قدرت طلبی کرده اند
و هم علما را.اگر کمی مخفیانه تر علما مقابله می کردند انقدر هزینه
نمی پرداختیم.
همان بهتر که ممد نیستی تا ببینی دولتی که آرمان های امام را زنده
کرد را چگونه می کوبند و با بنی صدر و دولت موقت مقایسه می کنند و
چگونه کسی که از دهانش اسم ائمه خارج می شود برای نمایندگی مجلس
به دولت انقلابی توهین می کند همان بهتر که ممد نیستی که ببینی.
همان بهتر که ممد نیستی تا ببینی..........
راستی از حسن باقری بگو از حمید و مهدی باکری از حاج ابراهیم همت
از زین الدین و حسین خرازی که واقعا رفاقت های شما رفاقت بود که
همیشه باهم بودید حتی حاج احمد کاظمی هم که جا مانده بود مثل
خودت ملکوتی شد و آمد.
اما ای کاش عده ای از شما می ماندید تا آینده شهید نشود.
کاش شماها که لبیک گوی پیرجماران بودید و نمی گذاشتید غمی و
ناگفته ای در دلش بماند امروز هم بودید سید علی.امام خامنه ای را
یاری می کردید امروز امت ایران دلخوش اسم شما و یاد شما و حضور
چندی از دوستانتان مثل علی فضلی است.
همان بهتر نیستی ممد که ببینی البته می بینی چون شهدا زنده اند
اما اگر بودی و می دیدی دردش بیشتر بود چون اگر حرف بزنی متهم
می شوی امروز یا نه شاید اگر بودید نمی گذاشتید کار به اینجا بکشد.
ممد نبودی ببینی چگونه امام خامنه ای فریاد این عمار؟
نبودی ببینی چگونه امام خامنه ای اشک میریخت و جان و آبروی خود
معامله می کرد با امام زمان برای حفظ نظام.

شنیدم دروازه بان سابق و اسطوره فوتبال ما جناب ناصر حجازی از دنیا رفتند خوب منم مثل خیلی از دوستداران ایشون وخیلی از هموطنان خودم ناراحت شدم و واقعا از صمیم دل براشون طلب رحمت وغفران دارم
تکریم ایشون تکریم افتخار آفرینی ووعزت آفرینی بر ای کشور اسلامی ما ایرانه
فقط یه سوال...
این که خیلی از دوستداران ایشون به بیمارستان رفتند وخیلی ها تسلیت دادن وتسلیت گفتن وآه و ناله وفغان کردند...خیلی خوبه وبجا
فقط نمیدونم هر روز چند تا اسطوره دیگه تو کنج چند تا بیمارستان این کشور جان به جان آفرین تسلیت میکنند فقط اونجاها کمتر ازین خبراست چرا؟؟؟
خوب این یه سوال ساده است چرا؟؟؟
یا اونها اسطوره نیستن ونبودن؟؟؟
یا بین اسطوره ها هم تبعیض هستش؟؟
اونهایی که با جانشون از ناموس وحیثیت این کشور دفاع کردند ،برای حفظ دین وانقلاب از همه چیزشون گذشتند و خیلی از اونها در کنج خانه هاشون ودر گوشه آسایشگاه ها با سختی روزگار میگذرونند وهر از گاهی یکی ازونها به سوی محبوب حقیقیشون پر میکشند اسطوره نیستند؟
برای اونها همینقدر حساسیت و وداع افتخار امیز وجود داره؟
ناصر خان روحت شاد
در شب میلاد گوهر عصمت وطهارت نمی خوام کام کسی تلخ بشه فقط سوالی از بعضی سروران گرامی که قراره نماز برا جناب ناصر خان عزیز بخونن دارم برا چند تا ازون اسطوره های جهاد وغیرت وشهادت نماز خوندین؟
راستی شده گاهی سری به بیمارستان ساسان بزنی؟؟؟
یادش بخیر استاد درسمون تو دوره دانشجویی...شهید رضایی یه جانباز بی ادعا که برامون محاسبات عددی درس میداد... از اواسط ترم دیگه نتونست بیاد سر کلاس وسر از بیمارستان ساسان دراورد بعد از مدتی هم فرستادنش آلمان ..موقع رفتن بشوخی میگفت برام فیلم از شریف تا راین بسازین
و ....بدن بی روحش برگشت
یادم نیست، رییس مجلس که نه، هیچ مسوول مملکتی برای این اسطوره پیام تسلیت نداد....
به روح بزرگ همه اونهایی که فکری جز سرفرازی وعزت کشور اسلامی ما نداشتن فاتحه
«مَن کانَ علی بَیّنَة مِن رَبّه هانَت عَلَیهِ مَصائِبُ الدُّنیا وَ لَو قَرَضَ وَ نَشَر (امام هادی علیه السلام، تحف العقول ، ص ۵۱۱) – هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.»
۱- از چندی پیش در شبکه های اجتماعی و برخی وبلاگ ها شاهد نوشته های تمسخر آمیز و لطیفه هایی با موضوعیت ائمه اطهار بودیم و اینقدر چیزی نگفتیم تا به تازگی جماعتی از ایشان، پرده دری و بی اخلاقی را به نهایت رسانده و به صورت همه جانبه اقدام به توهین به دهمین امام بزرگوار شیعیان حضرت امام علی النقی علیه السلام نموده اند. در این راستا چندین گروه در فیس بوک تاسیس و مشغول فعالیت هستند که خواندن یک نوشته در آنها یا مشاهده تصاویر بی شرمانه و گستاخانه به اشتراک گذاشته شده، کافی است تا دل هر مسلمان غیرت مندی را به درد آورد. آری جماعتی که خود را روشنفکر و متمدن می دانند، در فضای وب خوب خود را نشان داده اند و کمترین اصول اخلاقی را رعایت ننموده و خواهان شکستن حریم ها و خط قرمزها یکی پس از دیگری هستند.
۲- مسخره کردن نام امام جواد(ع)، تمسخر لغت غضنفر (یکی از القاب امیرالمومنین) و .. پیش از این متاسفانه وجود داشته است. سابقه این توهین ها و بی اخلاقی ها از سوی برخی کاربران معروف در شبکه های اجتماعی نیز قبلا وجود داشته و معلوم نیست اینگونه اقدامات تا کی ادامه خواهد داشت و مسلمانان قرار است تا کی این بی شرمی ها و حرمت شکنی ها را تحمل نماید و اقدام مناسبی انجام ندهد. سیره و روش امام خمینی در رابطه با شخصی مثل سلمان رشدی و حکم ایشان ما را بر آن می دارد که در مقابل این جریان از حداکثر توان خود استفاده کنیم و با توجیهاتی نظیر اینکه فضای وب قابل پیگیری نیست و کاربران آن هویت واقعی ندارند، بر کم کاری خود سرپوش نگذاریم. حداقل کاری که از دست ما برمی آید نشان دادن اعتراض و مخالفت مان با این پدیده شوم است. باید چشم باز کرد و دید که این افراد در مقابل از هیچ تلاشی برای توهین به مقدسات ما فروگذار نکرده اند.
۳- ما شرم داریم از اینکه مطالب منتشر شده توسط این افراد را بیان کنیم تا همگان در جریان این وقاحت ها قرار گیرند. اما شاید همین سکوت کردن های ما جرأت و جسارت را در طرف مقابل افزایش داده است. لذا پیشاپیش عذرخواهی می کنیم. به عنوان مثال تصویر نوشته ی یکی از این افراد را در اینجا ببینید. قضاوت با شما.
۴- تنها یکی از گروه های ایجاد شده در سایت فیس بوک در این باره هم کنون حدود ۷۵۰ عضو دارد که در آن فعالیت می کنند و مطالب تمسخر آمیز منتشر می نمایند. از دستگاه اطلاعاتی و قضایی کشور می پرسیم آیا همه ی این ۷۵۰ نفر پروفایل های ناشناخته و غیر واقعی دارند؟! چیزی که ما در سایت فیس بوک می بینیم، افرادی با نام واقعی هستند که شهر محل زندگی، دانشگاه و بسیاری اطلاعات و عکس های واقعی از خود منتشر کرده اند و بسیاری از ایشان در داخل کشور هستند و قابل پیگیری.
آخر- ما به عنوان اعضای کوچکی از فضای وبلاگ فارسی چند پیشنهاد داریم:
الف- از همه وبلاگ نویسان مسلمان، متعهد و دلسوز دعوت می کنیم از این حرکت حمایت نموده و در مخالفت با این اقدام زشت مطلب بنویسند یا متن همین نوشته را بازنشر دهند. همچنین در شبکه های اجتماعی در مقابل این اقدامات ساکت ننشینند و در صدد پاسخ دادن برآیند تا عرصه برای یکه تازی اینان مهیا نشود.
ب- (حدودا سه هفته دیگر) سوم رجب برابر با ۱۶ خرداد امسال، روز شهادت مولای ما حضرت امام هادی (ع) است که درود خدا بر او باد. پیشنهاد می شود تا آن روز درباره زندگی، سیره، کلمات و احادیث آن حضرت در فضای وبلاگ فارسی به صورت جدی بیش از پیش مطلب نوشته شود و از این تهدید به عنوان فرصتی برای شناساندن ابعاد شخصیت والای آن بزرگوار استفاده گردد. همچنین دوستان از مطالب یکدیگر که در این باره نوشته شده به هر نحو ممکن حمایت نمایند.
ج- از پلیس، دستگاه اطلاعاتی و قضایی و هر ارگان و نهاد مربوطه در کشور می خواهیم با مسببان این پدیده شوم و منتشر کنندگان آن در سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی برخورد جدی نموده و به مسدود کردن وبلاگ ها و یا فیلتر نمودن آنها بسنده نکنند. بدیهی است اقدامات موثر در این زمینه می تواند از هرگونه فعالیت های مشابه بعدی پیشگیری نماید.
فهرست حمایت کنندگان از این حرکت: (لطفا در بخش نظرات اطلاع رسانی نمایید تا لینک شما درج شود)

دوباره استادیوم،برای لبخند یک کودک بحرینی
دوباره استادیوم ، برای دفاع از ناموس شیعه
لبخند یک کودک بحرینی می ارزد به هر اتفاقی که بخواهد برای ما بیفتد و ما دوباره این لبخند را به آنان هدیه می کنیم...
دوباره به استادیوم می رویم و صدای مظلومیت بحرین را به گوش دنیا می رسانیم...
بازی های گذشته در تهران و اصفهان بازتاب های مثبتی در بحرین و برای این مردم مظلوم داشت که آنرا با حضور مجددمان تکرار می کنیم...
همه کسانی که در این مدت گفتید سیاست را با ورزش در هم آمیختید و رفتنتان اشتباه بود ؛ با شمایم
روزی که بازیکنان تیم ملی بحرین که تحت امر حکومت ظالم آل خلیفه بودند،در مسابقه مهم با ایران ،پس از برد تیمشان و حذف تیم ما از جام جهانی،پرچم عربستان برداشتند و دور زمین چرخیدند ، این حرکت سیاسی نبود و هیچ کس معترض نشد !!!؟؟ بماند که باخت ما در آن بازی خیلی بو می داد!!!
یا روزی که بعضی از بازیکنان تیم ملی کشورمان در شرایطی حساس ، در بازی با کره جنوبی مچبند سبز بستند و تفرقه آفریدند و ما را از رسیدن به جام جهانی محروم ساختند ، هیچ کجای ماجرا سیاسی نبود؟؟!!
و یا مدیران باشگاه های ورزشی ما که امروز به برکت همین سیاست این صندلی را دارند و پولهای میلیاردی به جیب می زنند و "یامجیب" می گویند ، آیا شما جایگاهتان در ورزش سیاسی نیست؟؟!!
و ... !!؟؟
پس کمی بیاندیشیم؛ این همه خون شیعیان که در بحرین به ناحق ریخته می شود را می توانیم آخرت جوابگو باشیم یا آنجا هم برای خدا حرف از سیاست می زنیم؟!
رضایت حضرت زهرا(س) یا رضایت قاتلینش؟؟
و در آخر...
اعلام می کنیم : دانشجو ، حزب الله ، استقلالی ، پرسپولیسی ، ایرانی و هر انسان باغیرت و باشرف دیگر که مسائل امروز بحرین برایش عادی نیست ؛ می میرد ، ذلت نمی پذیرد...
همه با هم چهارشنبه 90/02/21 با رمز یا زهرا (س) برای دفاع از ناموس شیعه و لبخند یک کودک مسلمان به ورزشگاه ازادی میرویم .